تاریخچه اسرائیل و فلسطین به زبان ساده؟
سلام. دلم میخواد منشا این جنگ و درگیری بین اسرائیل و فلسطین رو بدونم. نیاز به یه دیدگاه بیطرف دارم که مطمئن باشم مغرضانه نیست. از طرفی اسناد تاریخی توی این زمینه خییلی زیاد و پراکنده و سنگینه. شما پیشنهادی برای بیان سبک تر این مسئله دارید؟
سلام. ببین یه پادکست هست که خیلی مفصل و از ابتدای تاریخ این قضیه رو توضیح میده که لینکش رو اینجا برات میذارم. اگه خواستی گوش کن که نزدیک ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه است. ولی اگه خلاصه میخوای بهت بگم. قضیه اینه که این سرزمینی که اسرائیل و فلسطین انقدر باهاش جنگ دارن، از تاریخچه مذهبی شروع میشه و به سیاست ختم میشه. شروع داستان اینجوریه این سرزمین، خواستگاه پسران اسحاق نبی، یعنی یعقوب و قوم بنی اسرائیل بوده. از طرفی قبله اول مسلمانان هم مسجد الاقصی توی این محل هست. برای همین این سرزمین یک محل مقدس برای هم مسلمون ها و هم یهودی ها بوده.(یعنی هردو طرف این سرزمین رو مقدس و حق خودشون میدونن). جنگ هایی این وسط شکل میگیره که کاری باهاش نداریم و نتیجه اش این میشه که یهودی و مسلمان توی این سرزمین با هم خیلی آروم و مسالمت آمیز زندگی میکردند تحت لوای یک حکومت اسلامی به اسم امپراطوری عثمانی.(مثل الآن که توی ایران، مسیحی و یهودی و مسلمان زندگی میکنند ولی تحت یک حکومت اسلامی).
قضیه از کِی اوج میگیره؟ از وقتی جنگ جهانی اول شروع میشه. امپراطوری عثمانی با آلمان متحد میشه و علیه بریتانیا و فرانسه اعلام جنگ میکنه. بریتانیا قدرت رو به رو شدن با عثمانی رو نداره و میاد از اعراب و یهودی ها کمک میگیره. اینجوری که به اعراب قول میده که در ازای جنگ داخلی توی عثمانی، کشور فلسطین رو به اون ها بده. از طرفی این قول رو به یهودی ها هم میده که در ازای دریافت تسهیلات جنگی و متحد شدن با انگلیس، کشور فلسطین رو به یهودی ها بده تا بتونن به سرزمین پدری شون برگردن. البته که انگلیس با وجود دریافت حمایت اعراب و یهودی ها، کلا قول و قرار خودش رو فراموش میکنه و بعد از پایان جنگ و غلبه بر عثمانی، فلسطین رو تحت حکومت خودش اعلام میکنه و هیچ کاری با قول و قرارش با اعراب و یهودی ها نداره.
اما چه اتفاقی میفته؟ بعد از پایان جنگ، مهاجرت یهودی ها با حکومت انگلیس بر فلسطین شدت میگیره(توی دوران حکومت عثمانی، مهاجرت یهودی ها به فلسطین خیلی کنترل شده و محدود بود). یهودی ها هم هی میان تو فلسطین و شروع به خرید سرزمین ها و زمین های اعراب میکنند. اعراب که احساس خطر میکنند، شروع میکنند به اینکه دیگه نباید به یهودی ها زمین بفروشیم و فروش زمین به یهودی ها رو حرام اعلام میکنن. انگلیس اما از اراضی دولتی فلسطین به یهودی ها میفروشه که همین عامل باعث میشه اعراب عصبانی بشن و شروع به اغتشاش و جنگ و دعوا کنن.
یه سری دعوا بین یهودی ها و اعراب و بریتانیا شکل میگیره که طولانیه و نتیجه کلیش این میشه که بریتانیا خسته میشه و میره به سازمان ملل میگه که آقا من اصلا فلسطین رو نمیخوام. سازمان ملل هم برای اینکه آتیش جنگ و دعوا رو بخوابونه، میگه دو تا دولت این سرزمین رو اداره کنند. به جای یکی. یعنی هم دولت فلسطین و هم دولت اسرائیل. یه بخشی برای اسرائیل. یه بخشی برای فلسطین. ولی مشکل اینجاست که سازمان ملل میاد ۵۵% از مساحت فلسطین رو میده به اسزائیلی که در اقلیت بودند و ۴۵% رو فقط میده به اعراب.
قطعا مشخصه که اعراب این قطعنامه رو قبول نمیکنند و اسرائیلی ها با کله قبول میکنند. نتیجه اش چی میشه؟ کشورهای همسایه مثل اردن، مصر و خود اعراب شروع میکنن به لشگرکشی به اسرائیل و جنگ. البته که توی این جنگ شکست میخوردن و اسرائیل اعراب رو شکست میده و همه این سرزمین میشه برای اسرائیل.
خلاصه چندبار هی اعراب میان به جنگ ولی هربار شکست میخورن تا تصمیم میگیرن که مذاکره کنند. اعراب و اسرائیلی ها مذاکره میکنند و قرار میشه اسرائیلی ها غزه رو خالی کنند و یه بخشی از کرانه باختری رو هم به فلسطینی ها برگردونند(البته بازم خیلی کمتر از ۴۵% سهم سازمان ملل فلسطینی هاست). یه دوره فلسطینی ها قبول میکنند و میرن توی غزه و اینا ساکن میشن. ولی بازم ناراضین. چون اسرائیلی ها خیلی از مساحت کرانه باختری رو گرفتن و اونجا شهرک سازی کردن. این وسط جنبش حماس شکل میگیره که کلا مخالفه با مذاکره با اسرائیلی ها و میگه باید باهاشون بجنگیم. یعنی الان خود فلسطینی ها هم با هم اختلاف دارن. یه عده میگن باید با همین آرامش و مذاکره سعی کنیم سرزمین هامون رو برگردونیم. یه عده میگن باید بجنگیم. خلاصه الآن وضع جوریه که یه بخشی از اون سرزمین برای اسرائیله و یه بخشی هم برای فلسطین. شهرها و شهرک هاشونم و جاده هاشونم از هم جداست. ولی اگه گاهی جنگی و دعوایی شکل بگیره دوباره شروع میکنن به زدن همدیگه. خلاصه که با هم کنار نمیان
یه نکتهی دیگهای هم هست اینه که صهیونها علاوه بر تقدسی که برای این سرزمین قائل هستند، طبق کتب عهد قدیم و غیره معتقدند که کتیبههای حضرت سلیمان برای آزاد کردن اجنه در بیتالمقدس مدفون هستند و از طریق سیاست دارند سعی میکنند تا این بخش از سرزمین رو اشغال کنن (همین اقدام انتقال پایتخت و معامله قرنی که چندوقت پیش مطرح شد) و به این مهم برسن که بتونن اجنه و دجال، که به تعبیر خودشون نجاتدهندهشون هست، رو آزاد کنند. دستهی دیگهای هم بر این باورند که باید آزادسازی دجال رو زودتر از ظهور منجی مسلمانان یعنی حضرت مهدی انجام بدند تا دجال بتونه اون منجی رو شکست بده و بر جهان سلطه پیدا کنه. چندین فیلم هم در راستای این ساخته شده که جای منجی و دجال رو عوض میکنند تا وقتی این اتفاق بیفته مردم بیان پشت دجال نه منجی. مثلا یک مردی با عبای سبز و در شکل شمایل منجی مسلمانان که در کتبشون اومده و قدرت ماورایی داره، میاد دنیا رو بهم بریزه و از اونور یه عده سعی میکنن جلوش رو بگیرن. از طرفی هم مسیحیهای اوانجلیستی، که غالبا با «ترامپیستها» اشتراک دارند، معتقدند که مسیح از بیتالمقدس ظهور میکنه و بر اساس کتب مقدسشون، باید بیتالمقدس رو به دست یهودیان بسپارند تا اونها زمینهسازی ظهور رو انجام بدن. البته همهی مسیحیان این تفکر رو ندارند و فقط دستهی مذکور چنین هستند. برای مسلمانان هم بیتالمقدس به علت قبلهی اول بودن تقدس داره اما تفاوت برخورد شیعه با این مسئله در غیرتعصبی بودنش هست. یعنی معتقد هستند که حکومت فلسطین باید با دموکراسی انتخاب بشه نه با زور و اشغال. کما اینکه میدونیم در فلسطین اکثرا سنی هم هستند (مثلا در تصاویر نمازهای مسجدالاقصی قابل مشاهده هست) اما مورد حمایت شیعه هستند و در واقع بحث اصلی عدم پذیرش زور و ذلت هست

کره جنوبی
اقتصاد و کسب و کار
ازدواج و بارداری
تکنولوژی
خانه داری
خوراکی و آشپزی
سرگرمی و خلاقیت
سلامت و پزشکی
شخصی و روزمره
سیاسی
علمی و آموزشی
علوم کامپیوتر
مد و آرایشی
کشورها و سفرها
مذهبی
ورزشی
هنر